
نمی دانم ...
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خوام بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
به دست کدکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی دم گرم چموشش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند
هر دم سکوت مرگبارم را (دکتر شریعتی)